گام به گام تا ساخت پرسونا

این دستورالعمل ساخت پرسونا طبق دستورالعمل آقای گولْتز، طراح تعامل و محقق کاربر، که سال‌ها در شرکت Cooper، جایی‌که برای اولین بار مفهوم پرسونا ساخته شد، گردآوری شده.

avatar
زینب وصال
بازنشر:

هیچ تک راه درستی برای ساخت پرسونا و توسعه‌ی آن نیست اما روشی که اینجا به اشتراک میذاریم از نوشته‌ی آقای گولْتز، طراح تعامل و محقق کاربر، برگرفته شده و مبتنی بر فرآیندهای توسعه یافته، آزمایش شده و تصفیه شده‌ای هست که سالها در آژانس طراحی تعامل کوپر استفاده شده.

گام به گام تا ساخت پرسونا

گام به گام تا ساخت پرسونا

این گام‌ها بر این فرض است که شما هیچ اطلاعاتی( یا اطلاعات کمی)‌در مورد کاربرهاتون ندارید و شما رو برای بدست اوردن دیدگاه‌ عمیق و تصفیه شده از کاربرها هدایت می‌کنه.

گام اول: کاربرهای شما کیا هستن

قراره از کاربرهاتون یاد بگیرین پس باید تصمیم بگیرین از کدوم یک از کاربرها میخوایین یاد بگیرین. روی یک صفحه ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و روان‌شناسی‌شون رو بنویسین تا بدونین با چه افرادی باید مصاحبه کنین و چه افرادی رو از لیست خودتون حذف کنین.

تحقیقات سنتی روی بخش‌بندی بازار جای خوبی برای شروع هست. اگر اطلاعاتی از کاربرهاتون دارین منبع خوبی برای شروع دارین اما اگر یک شرکت نوپا هستین و هیچ اطلاعاتی از کاربرهای احتمالی‌تون ندارید این اطلاعات رو از کاربرِ رقبا و یا شرکت‌هایی با محصولات مشابه جمع‌آوری کنین.

گام دوم: چه اطلاعاتی نیاز دارین از این کاربرها بدونین

مصاحبه و مشاهده‌ی کاربرها یکی از متداول‌ترین راه‌های یادگیری از کاربرهاست اما قبلش به این موضوع فکر کنین که چه چیزهایی نیاز دارین از کاربرهاتون بدونین. قراره به این واسطه به درک پایه‌ای و بنیادی از کاربرها و نقطه‌نظرهاشون برسین طوری‌که اعضای تیم بتونن خودشون جواب سوال‌های جدیدشون رو پیش‌بینی کنن. بدست اوردن اطلاعات کامل از مصاحبه‌شوندگان در زمان محدود مصاحبه و مشاهده غیرممکنه برای همین اولویت‌بندی کنین و سوالاتی که بیشتر مفید و مرتبط هستن رو جمع‌آوری کنین.

برای اینکه به بهترین سوال‌ها برسید به خلأهای فکری‌تون فکر کنین، دانستن چه جزییاتی بیشترین دید رو برای تصمیم‌گیری‌های طراحی به شما میده، تیم‌تون در مورد چه چیزی خیلی کنجکاوه، چطور می‌تونین نیازها و اهداف کاربرها رو درک کنین.

این سوال‌ها بسته به اهداف پروژه، نوع افراد مصاحبه‌شونده و محدودیت زمانی متفاوت خواهد بود. فقط در نظر داشته باشین:

  • سوال‌های با پاسخ باز بپرسین.
  • ازشون بخوایین بیشتر از چیزی که می‌گن بهتون نشون بدن.
  • در مورد داستان‌های خاص‌شون بپرسین، مخصوصا در مسایلی که امکان مشاهده نیست.
  • از پرسیدن سوالات به ظاهر ساده‌لوحانه دریغ نکنین چون این سوال‌ها نشون‌دهنده اشتیاق شما برای یادگیریه و باعث میشه مخاطب‌ راحت‌تر بتونه باهاتون ارتباط بگیره و یخ‌اش بشکنه.

پیروی از این دستورالعمل‌ها منجر به مجموعه‌ای غنی از پاسخ‌ها و پایه و اساس محکمی برای ساخت پرسونا میشه.

تا حد ممکن از همه‌ی مصاحبه‌شونده‌ها، سوال‌های مشابه بپرسید. تنظیم سوال‌ها به صورت مکتوب موثر خواهد بود.

تا حد ممکن از همه‌ی مصاحبه‌شونده‌ها، سوال‌های مشابه بپرسید. تنظیم سوال‌ها به صورت مکتوب موثر خواهد بود.

همون‌طور که مینا نیازی، طراح تجربه کاربر شناختی، در صفحه‌ی اینستاگرام خود نیز به این موضوع اشاره کردن؛ استفاده از قالب آماده در پروژه‌های جدید، یک سکوی پرش بسیار کاربردیه. پس اگه نمی‌دونین از کجا شروع کنین از یک اسکریپت آماده‌ی سوال‌ها به عنوان سکوی پرش استفاده کنین.

گام سوم: با چند نفر مصاحبه کنین

این گام تا حد زیادی تعیین‌‌کننده میزان کارایی پرسونای شماست. برای هر نقش یا بخشِ بازار تعریف شده (در گام اول)، بین ۵ تا ۳۰ نفر برای مصاحبه پیدا کنین. مصاحبه‌ها رو باید تا تا زمانی‌که ترندها و الگوها خودشون رو نشون میدن ادامه بدین. معمولا ترندها بعد از مصاحبه با ۵ نفر یافت میشن اما مادامی که اطلاعات جدید از مصاحبه‌شونده‌ها دریافت می‌کنین ادامه بدین. هر زمان متوجه‌ تکراری شدن اطلاعات شدین می‌تونین اطمینان حاصل کنین که الگوهای مربوطه کشف شده و به درک کافی از کاربر رسیدین. دیگه نیازی نیست وارد مصاحبه با فرد جدیدی بشید.

گام چهارم: چطور مصاحبه کنین

در مراحل ساخت پرسونا، این گام به نسبت زمان‌برتر و انرژی‌برتره. در مکانی مصاحبه کنین که هم شما و هم هم‌تیمی‌ها و هم مصاحبه‌شونده بیشترین ارتباط حسی با این پروژه دارن. مثلا اگه محصول شما مرتبط با یک اقامتگاه سنتی‌ست در محلی مشابه با این فضا مصاحبه کنین. اینطور شانس شما در دریافت اطلاعات دقیق و با جزییات بیشتر میشه. همچنین برای مصاحبه حتما از هم‌تیمی‌های خود مشارکت بگیرین تا موقع ثبت مشاهدات و اطلاعات چیزی از قلم نیفته.

مصاحبه در محل مرتبط با پروژه، پرده از اطلاعات بسیار کاربردی برمی‌داره. برای تضمین دقتِ تحقیقات از روش‌های مختلفی برای ضبط اطلاعات استفاده کنین مثل نت برداری و ضبط صدا

مصاحبه در محل مرتبط با پروژه، پرده از اطلاعات بسیار کاربردی برمی‌داره. برای تضمین دقتِ تحقیقات از روش‌های مختلفی برای ضبط اطلاعات استفاده کنین مثل نت برداری و ضبط صدا

برای دستیبابی به همدلی باید با مصاحبه‌شوندگان ارتباط مستقیم و بدون فیلتر داشته باشین. اما در شرایطی‌که امکان تعامل شخصی با مصاحبه‌شوندگان نیست، با افرادی که ارتباط مستقیم با کاربرها داشتن مصاحبه کنین، هر چند خروجی این مصاحبه‌ فیلتر شده و مغرضانه خواهد بود اما بهتر از هیچیه و کمک می‌کنه تحقیق‌هاتون رو از یه جایی شروع کنین.

همدلی در فهم کاربر خیلی تاثیرگذاره و تنها راهی که میشه علاوه بر ذهنی، قلبی هم با کاربر همراه شد ارتباط مستقیم با اوست. اگر بتونین با کاربرهای دسته اول همدلی کنین بهتر میتونین متوجه بینش‌شون بشید. اطلاعات دسته اول برتری دارند.

گام پنجم: با داده‌های بدست آمده چه کنین

از داده‌های جمع‌آوری شده متغیرهای رفتاری و نگرشی رو پیدا کنین. این به تمرین نیاز داره و با تجربه ساده‌تر میشه. برای این‌کار باید برای هر ویژگی رفتاری و نگرشی به مصاحبه‌شوندگان با نقش مشابه (مثلا برای گروه پزشکان) امتیاز بدین تا بتونین نگرش‌ها و صفت‌های مشابه رو کشف کنین.

اینجا هر گروه از این مصاحبه‌شوندگان با نقش‌های مشابه به عنوان یک پرسونا در نظر گرفته میشن. نقش‌ها برای گروه‌بندی کاربرهای مشابه بسیار عالی‌ان اما در واقع پرسوناها این نقش‌ها نیستن چون نقش‌ها عمدتا با کارهایی که مردم انجام میدن تعریف میشن نه با چگونگی انجام کارها و یا احساسی که برای انجام اون کار دارن. معمولا از دامنه‌ی رفتارهای یک نقش، ۲ و یا تعداد بیشتری پرسونا به وجود میاد.

برای مثال، اگه شما یک نرم‌افزار پزشکی برای استفاده دکترها، پرستارها، تکنسین‌ها و بیماران طراحی می‌کنید، با همه چهار نقش مصاحبه کنین. دقت کنین پاسخ‌ دکترها رو با دکترها مقایسه کنین نه با تکنسین‌ها یا پرستارها. درسته که ممکنه نقش‌ها با هم تا حدودی همپوشانی هم داشته باشن اما نباید دو نقش متفاوت رو با هم ترکیب کنین. همچنین داده‌های دو نقش رو با هم مقایسه نکنین چون اختلاف‌های بزرگ باعث دیده نشدن اختلاف‌های کوچک‌تر میشه.

بیشتر رفتارها و نگرش‌هایی که مشاهده می‌کنین رو می‌تونین در قالب یک بازه به نمایش بذارین (برای مثال، از کم به زیاد و یا ناراحت به شاد)‌. هر بازه باید گسسته و به چهار قسمت تقسیم شده باشه.

تعریف رفتارها در بازه

تعریف رفتارها در بازه

در این بازه نمونه، صفات کم و منفی در سمت چپ و صفات زیاد و مثبت در سمت راست نمایش داده شده.

در هر بازه به مصاحبه‌شونده یک امتیاز بین ۱، ۲، ۳ یا ۴ داده میشه. بازه‌ها رو به تعداد زوج تقسیم کنین تا مانع امتیازهای خنثی بشین (چون امتیاز ۳ از ۵ ارزش کمی برای ساخت یک پرسونا ایجاد میکنه).

نمایش بسیاری از متغیرها روی بازه سخت و یا غیرممکنه. نیازی نیست این متغیرها رو در فرم بازه‌ای نمایش بدین، در عوض متغیرها رو با سوالات چندگزینه‌ای مثل شکل زیر نشان بدین.

جاییکه نمیشه متغیرها رو با مؤلفه‌های بازه‌ای نمایش داد

جاییکه نمیشه متغیرها رو با مؤلفه‌های بازه‌ای نمایش داد

تعداد متغیرهای مورد نیاز برای آنالیز داده‌ها به نسبت رفتارهای متمایز و یا تفاوت در نگرش‌های مصاحبه‌شوندگان یک نقش مشخص می‌شه. هدف رو بین ۵ تا ۲۰ متغیر قرار بدین (کمتر از ۵ و بیش از ۲۰ اطلاعات کافی برای آنالیز به شما نمیده). اگه انتخاب مؤلفه براتون سخته،‌ به طبقه‌بندی و مقولات سوالات در متن مصاحبه برگردین و مشخص کنین کدوم دسته‌‌ سوالات، پاسخ‌های نامشابه‌ به همراه داشته. انگیزش‌ها و هدف‌ها، میزان تکرار، مدت زمانِ انجام یک کار و نگرش‌ نسبت به وظایف، محل خوبی برای شروع هستن.

بعد از اینکه ۵ تا ۲۰ متغیر برای هر نقش لیست کردین، هر کدوم از مصاحبه‌شوندگان رو همونطور که در شکل زیر نشان داده شده روی یک بازه قرار بدین.

قرار دادن نقش‌ها در متغیرهای‌ تعریف شده

قرار دادن نقش‌ها در متغیرهای‌ تعریف شده

در نظر داشته باشین که داده‌ها در این مرحله نسبتا نسبی هستند. مثلا نمودار بالا به این معنی نیست که Dough تعداد ۲ عمل و Elliot تعداد ۳ عمل داره بلکه این اطلاعات ازش استنباط میشه که Dough به نسبت Elliot عمل‌های کمتری انجام میده. بعد از اینکه تمام مصاحبه شوندگان رو روی ‌بازه‌ها نمایش دادین باید الگوها رو از دل این بازه‌ها پیدا کنید. این قسمت ممکنه یه کم گیج‌کننده باشه مخصوصا اگه از آدم‌های زیادی تحقیق کرده باشین. ابتدا دو فرد که دارای امتیازهای شبیه به هم روی انواع مؤلفه‌های بازه‌ای هستن رو پیدا کنین.

الگوی کشف شده برای ساخت پرسونا

الگوی کشف شده برای ساخت پرسونا

از پنج متغیر بالا که مصاحبه‌شوندگانِ پزشک رو توصیف می‌کنه، Tiffany و Sam سه بار با هم در یک مکان ظاهر شدند و یک بار در دو جای نابرابر و مختلف. به این نتیجه میرسیم که Tiffany و Sam مشابه هستن و باید در یک پرسونا نمایش داده بشن. بعد میبینیم که Dan و Elliot هم جایگاه‌های یکسان روی مؤلفه‌های بازه‌ای دارن اما با Tiffany و Sam متفاوتند. Dan و Elliot باید با یک پرسونای متفاوت از پرسونای Tiffany و Sam تعریف بشن.

بیشتر وقت‌ها الگوهایی که بین مصاحبه‌شونده‌ه‌ها پیدا می‌کنین در همه‌ی متغیرها در یک جایگاه از بازه قرار ندارن و تقریباً همه الگوها یه نقص‌هایی دارن اما این مشکلی ایجاد نمیکنه، تا زمانی‌که مصاحبه‌شونده‌ها در بیشتر متغیرها جایگاه مشابه‌ای داشته باشن این الگوها معتبرن. اینقدر این فرایند رو انجام بدین که تمام الگوهایی که معرف یه گروه از کاربرهای مشابه هستن رو کشف کنین. اگه این کار به درستی انجام شده باشه، نتیجه‌ی آن چیزی شبیه گراف بالا میشه( رنگ آبی نشون میده که یک الگو پیدا شده).

گروه‌بندی شرکت‌کننده‌های مشابه زمان‌بر هست اما هر دقیقه‌ش ارزشمنده. برای بهره‌مندی از دیدگاه‌های متفاوت از سایر هم‌تیمی‌های خود مشارکت بگیرین و در مورد نقاط ابهام یا سردرگمی‌ها بحث کنین.

گروه‌بندی شرکت‌کننده‌های مشابه زمان‌بر هست اما هر دقیقه‌ش ارزشمنده. برای بهره‌مندی از دیدگاه‌های متفاوت از سایر هم‌تیمی‌های خود مشارکت بگیرین و در مورد نقاط ابهام یا سردرگمی‌ها بحث کنین.

این‌جاست که تفاوت بین نقش و پرسونا پررنگ میشه. با اینکه محققان از بسیاری از افراد با نقش دکتر مصاحبه کردند اما دکترها الگوهای مجزا در پاسخ داشتن که نشون میده چند تا پرسونا در نقش پزشک وجود داره. هر الگوی رفتار و نگرش پزشک‌‌ها باید در یک پرسونای مجزا تعریف بشن.

گام‌ ششم: از چه مؤلفه‌هایی برای توصیف پرسونا استفاده کنین

الان دیگه وقتشه که تصمیم بگیرین چطور پرسوناهای تعریف شده در گام پنجم رو توصیف کنین. از یادداشت‌هایی که حین مصاحبه و مشاهده‌ی رفتارهاشون برداشتین استفاده کنین و صفت‌های رایج و یا غالب اونا رو برای توصیف پرسوناها به کار بگیرین؛ صفت‌هایی که کمک می‌کنه به یک بینش شفاف و دقیق از پرسوناها برسین.

بعد از اینکه پرسوناها کشف شدن نوبت تعریف پرسونا در سندی واحد هست. این سند هم به شما و هم به سایر اعضای تیم کمک می‌کنه که بینش شفاف و دقیقی از پرسوناها داشته باشین و بتونین با پرسوناها همدلی کنین. تصمیم بگیرین از چه مؤلفه‌‌هایی برای تعریف پرسوناهای خود استفاده کنین. پیشنهاد می‌کنیم از قالب‌ آماده آدمک به عنوان سکوی پرش در تعریف پرسونا استفاده کنین.

مجددا تاکید می‌کنیم هیچ روش واحدی برای تعریف پرسونا وجود نداره اما ۷ المان هستن که در تعریف هر پرسونا به هر روشی معمولا وجود داره:

  1. نام
  2. ویژگی‌های جمعیت شناختی
  3. عنوان توصیفی
  4. عکس
  5. نقل قول‌
  6. روایت یک روز از زندگی
  7. اهداف نهایی (صریح و ضمنی)

سند تعریف پرسونا- نمونه

سند تعریف پرسونا- نمونه

سند پرسونایی که در بالا نشان داده شده داده‌های تحقیقاتی رو به صورت شفاف خلاصه کرده. عناصر اصلی مثل «اهداف کلیدی» و « روایت یک روز از زندگی» در تمامی تعریف‌های کاربردی پرسونا وجود داره. بقیه اجزا مثل «Fred در یک نگاه» به خاطر نیازهای پروژه در این سند قرار گرفتن. هر پروژه‌ای رویکرد خاصی برای تعریف پرسونا به شما دیکته می‌کنه.

یک تعریف قوی پرسونای تنها با همین ۷ عنصر به اعضای تیم کمک میکنه که بینش شفافی از کاربرها داشته باشن. بقیه اجزا مثل خواست‌ها، نیازها، مسئولیت‌ها، انگیزش‌ها، نگرش‌ها، نقاط درد یا pain points (مشکل‌ها، شکست‌ها یا مسیرهای مسدود شده)‌، رفتار قابل توجه و الزامات طراحی ( مثل چیزهایی که یک طراحی برای رضایت کاربر باید انجام بده)‌، برای ترسیم یک تصویر واضح‌تر از پرسونا به این سند اضافه میشن.

عناصر دیگری هم میتونین در تعریف پرسونا به کار ببندین اما اینو بدونین که بیشتر همیشه بهتر نیست. اگه نتونین همه چیز رو در یک صفحه جا بدید باید یک سند تکمیلی در نظر بگیرین. هر چی این سند طولانی‌تر و بیشتر از یک صفحه باشه احتمال خوانده شدن همه‌ی سند و یا به خاطر سپردن اطلاعات سند کمتر میشه. مسائل را تا حد ممکن کوتاه نگه دارید و روی برجسته‌ترین نکات تمرکز کنید.

اگه دنبال این هستید که یکراست ساخت سند پرسونا رو شروع کنین، بهتون پیشنهاد می‌کنیم از قالب آماده‌ی آدمک استفاده کنین.

جمع‌بندی

گام‌هایی که در این مطلب بیان شد، کامل و با جزییات و برپایه نتایج سال‌ها کارِ آقای گولْتز در Cooper هست. میتونید گام‌ها رو مطابق با نیازها تنظیم کنین. بعضی گام‌ها رو ساده‌تر کنین و یا حتی از بعضی گام‌ها بگذرین. این تنها راه برای ساخت پرسونا نیست اما یک مسیر خیلی خوب برای شروعه. امیدواریم این گام‌ها برای شما هم کارساز و کمک‌کننده باشن.

avatar
زینب وصال
بازنشر: